مریم خانوم به دکتر می روند !!!
سلاااااااااام
به همه ی داداشا و آبجیای مهربون و فهمیده
خوبین؟ چه خبر؟ خوش میگذره ؟ ایام به کامه؟
من خوبم
ولی مریم جونیم حالش خوب نی
باز همون گلو درده همیشگی
چقدر بهش گفتم پاشو برو
دکتر گوش نکرد
امروز حالش خیلی بد بوده
ولی به من هیچی نگفته بود
نمیدونم چرا؟
شاید به خاطر اینکه خیلی اصرارش میکنم واسه دکتر
، مریضیشو به من نمیگه
حتی
امروز که بعد از یکماه
همدیگرو تو دانشگاه دیدیم من چیزی نفهمیدم
البته با فاصله
سی چهل پنجاه متری دیدمشا
همینم ناشکری نمیکنم صبر میکنم تا زمانی که بتونم خیلی
راحت نگاهش کنم
امشب مثل اینکه فرجی حاصل شده بود و مریم خانوم رفتن دکتر
تازه
رفتنشونم به خاطر این بود که یکی از فامیلاشون حالشون خوب نبوده میرفتن دکتر ، ایشونم
گفتن منم میام ببینم چی میگه دکتر
و الا اگه من میگفتم خووووو نمیرفتن
پس از
معاینات انجام شده![]()
آقای دکتر دستور دادن ایشون باید در قرنتینه باشن غذاهای
ادویه دار
و سرخ کردنی
اصلا و ابدا نگاهم بهش نندازن
چنتا ازین کپسولای قوی
و
قرص و شربت و سرم خوراکی هم تجویز کردن
بنده خودم
نظارت کامل دارم بهشون![]()
![]()
![]()
![]()
امشب می
خواستم از سفر مشهدم بگم ولی از ناراحتی اونارو نوشتم ![]()
التماس دعا
یا علی ...
