تبليغاتX
کلبه کوچک دو عاشق - من برگشتم







کلبه کوچک دو عاشق

من برگشتم

سلاااااااااام بچه ها

خوبین؟من برگشتتتتتتتتتم Hiking

دلم براتون تنگ شده بود خیلی خوش گذشت جا همتون خالی کلی واستون دعا کردم هرکسیم گفته بود واسش نماز بخونم خوندم راستی رفتنمون عقب افتاد به خاطر طوفان اینقد حرصم گرفت که کمتر میمونیم ولی خب حتما یه خیری توش بود اخه ما دو راه و واسه رفتن انتخاب کردیم اول هواپیما که لغوش کردن بعدم با ماشین که بعد نیم ساعت برگشتیم اخه همه جا رو خاک گرفته بود جلو ماشینم نمیدیدیم مشهدم خیلیییییییییییییییی شلوغ بود ولی این زمانم یه مزه دیگه داشت خیابونای نزدیک حرم پر بود از هیئت ها شب اول خیلی برام سخت گذشت از درد پام تا صبح بیدار بودم الهی من فداش بشم محمدم اینقد ناراحت بود منم زیاد واسش تفسیرش نکردم دلم نمیومد خوووووووو ناراحت باشه هرچند من با اس ام اس هاش حالم بهتر تر میشه بعدم دیگه وسطا اس ام اس خواب رفت و من همچنان بیدارحالا فکر کنین شب قبلشم که تو راه بیدار بودم دیگه فرداش با چه حالی میخواستم برم بیرون هر جوری بود با پادرد و بیحالی پاشدم دیدم حیفه اینقد دلم واسه محمدم تنگ شده بوووووووووووووووووووود دیگه اس ام اسامونم نمیرفت .یه عالمه واسش دعا کردم واسه کارش درسش دیگه همه چی گفتم.بعدم امام رضارو واسطه کردم .گفتم اقا جون ازتون قول میگیرما .اگه منو محمد قسمت همیم هرچه زودتر شرایطشو جور کنین.بعدم قول خوشبختیمونو گرفتم .امام رضا روسفیدم میکنن مطمئنم

خداوندا تقدیرم را زیبا بنویس کمکم کن آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم و آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 20:10 توسط مریم |