تبليغاتX
کلبه کوچک دو عاشق







کلبه کوچک دو عاشق

یا حسین

  

السلام ای وادی کربلا 

السلام ای سرزمین پر بلا 

اسلام ای جلوه گاه ذوالمنن 

السلام ای کشته های بی کفن

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است؟ 

آهی کشید و گفت ماه محرم است.....

باز محرم رسید ماه عزای حسین

سینه ی ما می شود کرب و بلای حسین

کاش که تر کم شود غفلت و جرم و گناه

تا که بگیرم صفا من ز صفای حسین

 حسین جانم عزادارم

غم عشقت خریدارم

جهان پرشور و ماتم شد

همه دلها پر از غم شد

بیا با حضرت زهرا (س)

ببین ماه "محرم" شد

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم السلام علیک یا ابا عبدالله

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:20 توسط مریم |

تشکر

ممنونم از همتون زحمت کشیدین

ایشالا سال دیگم هممون صحیح و سالم اینجا کنار هم باشیم

یه تشکر جانانه از مریم گلم قربون اون معرفت و مهربونیت

بهترین هدیرو خدا چند روز پس از تولدم بهم داده و اون فرشته ای بود به نام مریم 

من تازه اونو پیداش کردم 

الان جای اون توی قلبمه

دیگه هیچوقت گمش نمیکنم

همیشه کنارمه

با اون درد دل میکنم

با اون آرامش دارم

وجود اون باعث تپش قلبمه

و بدون اون ...



+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 1:16 توسط محمد |

تولــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

سلام سلام ۱۰۰تا سلام

بازم جشن اینجا دعا کنین همش جشن باشه فردا تولده محمد جونمه  الهی قوربونش برم  من .خدا جونم شکرت یعنی تو از اون اولشم محمدو واسه من آفریدی؟!آره دیگه واسه اینکه پیشم باشه هم دلم باشه محرم رازام باشه.....

فووووووووت .... فوووووووت ..... فووووووووت ... فوووووووت .... بیا شعما رو فوت کن !!! تولدت مبارک !!! هرسال وقتي30 آذر هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن از خودم مي پرسيدم چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟.... و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه

هوراااااااااااااااااااااااااااااااا

 

اینم۲۱ گل از طرفه منکادوشم از شما

و من سالها دل به جاده ای سپرده بودم عاشقانه و غریب ... چون کودکی از پی سراب ... وقتی تو آمدی تشنه شدم ... تشنه عشقت ... تشنه عاشق تو شدن ... و تو برای من اوج آسمانی ، انتهای زمینی ... و من به خود هزاران بار می بالم ... تردید نیست ... اگر تصمیم کودک درون من درست باشد من به ابد عاشقم ... و چشمان تو را میخواهم ... و تسخیر قلب تو را ... باورهای تو را ... دوستت دارم برای عشقی که به آسمان نزدیک است...برای تویی که عشق منی...محمد جان تولدت مبارک

             

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 13:24 توسط مریم |

فال حافظ

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
صبا اگر گذری افتدت به کشور دوستبه جان او که به شکرانه جان برافشانمو گر چنان که در آن حضرتت نباشد بارمن گدا و تمنای وصل او هیهاتدل صنوبریم همچو بید لرزان استاگر چه دوست به چیزی نمی​خرد ما راچه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد

بیار نفحه​ای از گیسوی معنبر دوستاگر به سوی من آری پیامی از بر دوستبرای دیده بیاور غباری از در دوستمگر به خواب ببینم خیال منظر دوستز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوستبه عالمی نفروشیم مویی از سر دوستچو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست


عشق و عاشقیه یا حب مال یا فرزنده!
دل بزرگی داره ولی وقتی به یاد قد و بالای معشوقش میفته دلش می لرزه
اون چیزیرو که می خواد دوووووره! دستیافتن به اون چیز سخته !
ولی اگر بندگی خدا کنه به اون چیز میرسه !
تنها راه رسیدن به معشوقش گدایی در خونه ی خداست
خیلی باید التماس خدا کنه

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 1:10 توسط مریم |

شب یلدا

شب یلدازراه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره بگیر ای دوست،از غمهـــــــا کناره

شب شادی و شـــور و مهربانی است زمـــــــان همدلی و همزبانی است

در آن دیدارهــــــــــــا تـــــــــازه گردد محبّت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد

به هرجا محفلی گرم و صمیمی است که مهمانی درآن رسمی قدیمی است

به دور هم تمـــــــــــام اهــــــل فامیل شده بر پا بســــاط میــــوه ، آجیل

ز خـــوردن خوردنِ این شـــــــــام چلّه شود مهمان حسابی چاق و چلّه

همــــــــــه با انتظاری عاشقــــــــــانه نظـــــــر دارند ســـــــــوی هندوانه

نشسته با تفاخـــــــــر تــوی سینی کنارش چاقـــــــــــویی را هم ببینی

چو گــــــــردد قــاچ قــــاچ آن هندوانه شود آب از لب و لوچـــــــــــه روانه

بســــــاط خنده و شادی فراهـــــــــم اس ام اس می رسد پشت سر هم

جوانان آن طرف تـــر جـــــــوک بگویند دل از گرد و غبــــــار غـــــم بشویند

کسی را گـــر صدایی نیم دانگ است در این محفل پی تولید بانگ است

زند بــــــــا "ای دل ای دل" زیـــــر آواز ز بعد آن "هاهاها"یی کند ســـــاز

ببندد چشــــــــم و جنباند ســـرش را بخواند شعـــــــــــــرهای از برش را

چنین با شور و نغمه – شعر و دستان خرامان می رســــــد از ره زمستان

شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز نمانده هیچ ؛ جز هشتاد و نه روز

کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران که در راه است فصــــــــل نوبهاران

امسالم مثل پارسال از محمد خواستم به مامانش بگه برام فال حافظ بگیرن

میام براتون میذارم چی بود فـــــــــــــــــــــــالم

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 0:56 توسط مریم |